میلاد مادر سادات ُروح عباداتُ همتای علیُ ام الحسنینُ فاطمهُ زهراُ مرضیهُ راضیهُ حوراءُ بتول ُ....
همه چیز این عالم مبارک باد

برای تو می نویسم براي تو كه نيامده آنقدر عزيز شده اي كه اگر روزي چند بار اسمت را برزبان نياورم احساس مي كنم چيزي از وجودم كم شده
براي تو كه نگاهت مهربان است ومتين
براي تو كه آرامش در چشمانت موج مي زند.جائي خواندم ايت ا...جوادي املي بعد از شنيدن زيارت عاشورايت فرموده اند اين جوان سوخته است در عشق خدا و اهل بيت...كاش بيايي و در گوشم بگوئي چگونه اينچنين آتش گرفتي و عاشق شدي.
آقا محمد رضا تورجي زاده سالروز شهادتت با ايام بي مادري مصادف شده ومن چقدر دلتنگم چقدر بغض نشكسته دارم
چقدر درب وداغونم چقدر خسته ام
واي خدا....مطمئنم كه فراموش نمي كني چه چيزي ازت خواستم ميدوني كه اگه ندي شكاييتتو پيش مادرت مي برم دستان نياز من همچنان منتظر جواب است.
دست ماروهم بگير فدائي حضرت زهرا
سالروز تولد شهادتت مبارک کاش میشد بیام سر مزارت حیف وصد حیف که نمیشه
التماس دعاي فراوان در اين ايام
نثار روحش فاتحه و صلوات
این روزها بعد ازرفتن تو ای پیامبر چقدر در خانه دخترت کوثرت فاطمه ات رفت وآمد شده خوب که نگاه می کنم می بینم از سر دوستی ومحبت نیامده اند. برای تسلی دل خسته زهرایت نیامده اند.اگر اینگونه بود پس چرا مولا انقدر در خود فرورفته؟چرا بغض گلویش را می فشارد؟اگر اینگونه بود چرا حسنین اینهمه غمین ونالانند؟چرا زینب اینهمه پریشان است؟
دلمان از اینهمه گناه درد گرفته است چشممان از اینهمه دورنگی و تظاهر به زمین دوخته شده که همیشه آنگونه که هست خودش را نشان میدهد گاهی خشک وبی روح وگاهی سبز وزنده
گوشمان...آی دستمان....پایمان
